تبليغاتX
بی تاب
دو سه خط دلتنگی از خسرو قاسمي

 

اگر نوشتن بهانه است برای ارضایی یک نیاز ؛ سکوت و خاموشی زبان و قلم هم مولود نیاز دیگریست که به جبر روزگار هزار ناگفته را در گنجینه پر رمز و راز درون ادمها محبوس می کند .

خوف نکنیم از این سکوت وهم انگیز و باور بداریم که اتشفشانی در پیش است

اتشفشانی که هزاران واژه ناگفته و فرو خورده را در مذابی سهمگین روانه لانه دزدان حقیر افتاب خواهد کرد

اگر باز شناسیم یاران را ؛ اگر نشان مصیبت از پنجره ها برداریم؛ عبث خواهد شد تلاش انان که خورشید را به اسارت تاریکی می خواهند

                               خسرو قاسمی

                                ۱۰/۸/۸۶                 

     

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط khosroghasemi  | 

 

قیصر امین پور: 

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي، بال‌هاي استعاري
لحظه‌هاي کاغذي را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني، زندگي‌هاي اداري

آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقف‌هاي سرد و سنگين، آسمان‌هاي اجاري

با نگاهي سرشکسته، چشم‌هايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري

صندلي‌هاي خميده، ميزهاي صف کشيده
خنده‌هاي لب پريده، گريه‌هاي اختياري

عصر جدول‌هاي خالي، پارک‌هاي اين حوالي
پرسه‌هاي بي‌خيالي، نيمکت‌هاي خماري

رونوشت روزها را روي هم سنجاق کردم
شنبه‌هاي بي‌پناهي، جمعه‌هاي بي‌قراري

عاقبت پروندهام را با غبار آرزو ها

خاک خواهد بست روزی, باد خواهد برد باری

روی میز خالی من؛ صفحه باز حوادث

در ستون تسلیت ها؛ نامی از ما یادگاری

قیصر شعر ایران چراغ عمر در نسیم باد پاییزی خاموش کرد

 

 

تو را هرگز ندیدم

 اما

شنیدم صدای بالت را

در پرواز عشق

و داغ شرم نگاهتِ را

از ورای ان گونه ها 

که شیارهای باران بقض

جای جایش را می بوسید

خسرو قاسمی

                                                ۹/۸/۸۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط khosroghasemi  |